سید مازیار ابوالحسنی

تارنمای شخصی سید مازیار ابوالحسنی

بلاگ

دو سوال و جواب – جبر و اختیار

این مطلب از وبلاگی که در گذشته داشتم، به اینجا منتقل شده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه: موضوع « جبر و اختیار » و « علم الهی » دو تا از بحث برانگیزترین موضوعات هستند؛ و اکثر افراد سوال هایی در این زمینه ها در ذهن دارند. از بین این فراد عده ای خیلی به این موضوعات اهمیت نمی دهند و حل شدن این مسایل و یا حل نشدن آنها برایشان یکسان است؛ در عین حال عده ای نیز هستند که به شدت خودشان را با این چنین مسایلی درگیر می کنند. اما به نظر من ما در جایگاه یک انسان، باید سوال هایی در این زمینه ها مطرح کنیم (و عدم مطرح شدن سوال در ذهن یک انسان نشانه ی بیماری فکری آن شخص است) و در جایگاه یک مسلمانِ باسواد و با ایمان باید جواب دینمان را در برابر این سوالات بدانیم. اما معنی این حرف این نیست که کلیه ی فعالیت های زندگی را تا پیدا کردن پاسخ این سوالات مختل کنیم. چون به انضمام اینکه این کار در عمل ممکن نیست، از نظر عقلی هم مورد تایید نیست. چراکه موضوعات سوال برانگیز و در عین حال مهم– از این نظر که فعالیت های روزانه ی ما به آنها ربط پیدا می کند – زیادند و برای پیدا کردن پاسخ آنها زمان زیادی نیاز است. تازه این را هم در نظر بگیرید که همه فکر منطقی برای فهم پاسخ سولات ندارند. نکته ی مهم دیگر این است که برای فهم یک سری از مسایل باید آشنایی های تجربی با آنها داشته باشیم؛ و از تجربیات و احساساتی که در طی آنها بدست می آوریم هم برای بهتر فهمیدن استفاده کنیم. و شاید بتوان گفت که برای فهم اکثر مسایل و سوالاتی که در مورد اسلام مطرح می شود باید دانش و تجربه را باهم در نظر گرفت. برای نزدیک تر شدن موضوع به ذهن به این مثال توجه کنید:

« فرض کنید شما بیرون باغی ایستاده اید. دور تا دور باغ را دیوارهای بلندی احاطه کرده اند. بدیهی است که اگر بخواهید از درون باغ سر در بیاورید یا باید خودتان بروید داخل و یا از کسانی که قبلا داخل بوده اند چیز هایی بشنوید و به آنها اعتماد کنید. ودقت کنید که اگر بخواهید بروید داخل باید از در بروید چراکه دیوارها آنقدر بلندند که هر چه هم تلاش کنید از آنها بروید بالا نتیجه ای جز خستگی و پشیمانی نخواهد داشت.»

بدین ترتیب پاشخ شبهات، سوالات و نقاط مبهم دین هم مانند دُر و گوهری گرانقیمتند (که مرز ایمان های قوی و سست را مشخص می کنند) که در وسط آن باغ قرار دارند و دور تا دور آن را دیوارهایی بلند – و حتی گاهی بدون در معمولی ! – به منظور پیدا کردن مرد میدان و رستم دستان فرا گرفته اند.

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی/گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

جبر و اختیار

بد نیست برای شروع، سوالی را که معمولا مطرح می شود بیان کنم.«ما در گرو اراده ی خودمان نیستیم بلکه در گرو تقدیر الهی هستیم و بدین ترتیب مجازات ما کار نادرستی است.»

برای نزدیک شدن نظر اسلام راجع به این موضوع ابتدا مثالی می زنم:

« فرض کنید علم پیشرفت کرده و دانشمندان توانسته اند لباسی بسازند که وقتی دوشاخ آن در پریز برق باشد معلولان به کمک آن می توانند حرکت کنند.

حال شخص معلولی را در نظر بگیرید که قصد دارد به سمت محبوبش حرکت کند و به او برسد. در دست راست او گل و در دست چپ او چاقو قرار دارد. و ضمناً از قبل هم به او فهمانده ایم که گل خوب است و با اهدای گل می توانی نسبت به محبوبت ابراز محبت کنی و چاقو بد است و با استفاده از آن محبوبت را لت و پار کنی. تا وقتی که دوشاخ بیرون پریز است شخص هرچقدر هم که بخواهد نمی تواند حرکت کند. دوشاخ را به پریز می زنیم و قوه ی حرکتی شخص را فراهم می کنیم. حال شخص می تواند به هر طرفی که بخواهد، از جمله به طرف محبوبش حرکت کند. او براه می افتد به سمت محبوبش می رود. حال که به کنار او رسید کاملاً مختار است که از گل یا چاقو استفاده کند و این در حالی است که قوه ی حرکتی او هیچ تاثیری در انتخاب او ندارد. ضمناً می توان در بین راه برق را قطع کرد و به این شکل و بدون دخالت در اختیار او مانع او شد.»

خداوند آن قوه ای است که نه تنها ما بلکه همه ی عالم را به حرکت در می آورد (۱) و هر موقع هم صلاح بداند قوه اش را می گیرد و به این روش ما را یا هر پدیده ی دیگری را مدیریت می کند. (۲) ولی در نهایت ما هستیم که انتخاب را در زندگی انجام می دهیم و به خاطر این انتخاب پاداش و یا جزا داده می شویم.

علم الهی

برای این قسمت هم ابتدا یکی از معروف ترین سوال هایی را که مطرح می شود بیان می کنم. « اگر خداوند از همین الان می داند که ما در آینده چه می کنیم و چه نمی کنیم، پس چرا باید زندگی کنیم و محامه ای برگزار شود؟»

باز هم برای نزدیکتر شدن نظر اسلام به ذهن به مثال زیر توجه کنید:

« کلاسی را در نظر بگیرید که از تعدادی دانش آموز و یک معلم تشکیل شده است. معلم در همان برخوردهای اولیه با دانش آموزان، می تواند شاگرد اول کلاس را مشخص کند. هر موقع که امتحانی گرفته می شود بدون اینکه رمالی کند می تواند حدود نمره ی بچه ها را مشخص کند. در حالی که اصلاً دانش آموز مورد نظر را مجبور به نمره ی خوب گرفتن و یا نمره ی بد گرفتن نکرده است.»

عالم هم کلاسی است که خدا در جایگاه معلم است. با این تفاوت که او با توجه به اینکه نسبت به همه چیز خبر و آگاهی مطلق دارد به طور قطعی بدون دخالت در روند تصمیم گیری و اختیار ما می تواند آینده ی مارا پیش بینی کند. یعنی خدا می داند که ما با اختیار خودمان چه تصمیمی خواهیم گرفت. و عملا با علم و آگاهی مطلقی که نسبت به همه چیز دارد می تواند پیشبینی کند که آیا اراده ی ما محقق خواهد شد یا نه. و این آگاه بودن خدا نسبت به اعمال و آینده ی ما، به هیچ وجه ما را مجبور به انجام دادن و یا ندادن کاری نمی کند.

منتظر نظرات سازنده ی شما هستم.


۱) قرآن: لا حول و لا قوه الا بالله

۲) قرآن: خداوند مدبر، ولی و مالک همه چیز است.

س م ا

من سیدمازیار ابوالحسنی هستم. در سال ۱۳۶۹ در بجنورد به دنیا آمده ام و تا اطلاع ثانوی همینجا مشغولم! از کودکی به کارهای فنی و برخی کارهای هنری علاقه داشتم. تا امروز، در زمینه های مختلفی فعالیت کردم و همواره به آموختن مطالب و مفاهیم جدید علاقمندم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *