بجنورد

بجنورد ، بهشت ایران زمین

گَه گاهی با دوستان غیر بجنوردی، درباره بجنورد صحبت می کنم. یک بار که داشتم به صحبت های اونا فکر می کردم، متوجه شدم عموم افراد اطلاعات زیادی درباره شهر ما ندارند. به همین مناسبت تو اینترنت هم یک گشت و گذاری کردم ببینم وضعیت چطوره. متاسفانه اونجا هم شرایط خوبی نبود. لذا تصمیم گرفتم یک صفحه برای معرفی بجنورد اختصاص بدم. با کلیک بر روی هر یک از تب های زیر، به اطلاعات مفیدی خواهید رسید.

معرفی

متن بجنورد، نام مرکز استان خراسان شمالی است. معمولاً به علت شباهت لفظ، این شهر با بیرجند (خراسان جنوبی)، بروجرد (لرستان) و بروجن (چهارمحال بختیاری) اشتباه گرفته می شود.

موقعیت خراسان شمالی در نقشه ایران
موقعیت خراسان شمالی در نقشه ایران

بر اساس آمار سال ۱۳۹۵ ( برای دیدن این آمار اینجا کلیک کنید. )، جمعیت استان خراسان شمالی قریب ۸۶۰ هزار نفر می باشد. طبق اطلاعات قبلی، از این تعداد حدوداً ۳۰۰ هزار نفر متعلق به بجنورد است. همچنین همسایه های این شهر را در خراسان شمالی، هفت شهرستان زیر تشکیل می دهند:

  • شیروان
  • اسفراین
  • مانه و سملقان
  • فاروج
  • راز و جرگلان
  • جاجرم
  • گرمه

البته، برخی هنرمندان، که قوچانی هستند و در رسانه ملی بسیار فعالند (+)، قوچان را هم عضو خراسان شمالی معرفی می کنند. در حالی که طبق تقسیمات کشوری سال ۱۳۹۶ ( برای دیدن این تقسیمات اینجا کلیک کنید. ) این شهر زیر مجموعه ی استان خراسان رضوی است.

پاریس کوچولو

یکی از القاب قدیمی شهر بجنورد، پاریس کوچولو است. برای علت این نام گذاری داستان ها و ماجرا های مختلفی نقل شده است. اما یکی از آنها، این است که این نام گذاری توسط ملک الشعرای بهار، در زمان تبعیدش به این شهر صورت گرفته است. ( برای کسب اطلاعات بیشتر درباره این شاعر و سیاست مدار اینجا کلیک کنید. ) البته، با توجه به اینکه اینجانب تحقیق علمی ای در این زمینه نکردم، هیچ نظری درمورد تایید یا تکذیب این ماجرا ندارم.

تاریخچه

در ادامه، بخشی از کتاب « هویت شهری بجنورد » نوشته ی آقایان « محمدحسین انصاری مود » و « سعید معصومی » آورده شده است. در این بخش تاریخچه ای درباره ی خراسان شمالی و بجنورد در طول اعصار مختلف تاریخ گردآوری شده است.

تاریخ شهر بجنورد
تاریخ شهر بجنورد

بجنورد پیش از تاریخ

از دوره‌ی میان سنگی یعنی از حدود ۸ تا ۲۰ هزار سال پیش تنها مکان شناخته شده در خراسان، منحصر است به «تپه‌ی پهلوان» در جاجرم در جنوب بجنورد. در سال ۱۳۷۱ آقای لباف از کارشناسان باستان شناسی در سمینار تاریخ دانشگاه آزاد بجنورد، در این رابطه اعلام نمودند که: در جریان یک بررسی سطحی در سال ۱۳۶۹ در تپه‌ی پهلوان، آثار سنگی کشف شد که تعدد میکرولیت‌ها و تیغه‌های چخماغ و وسعت نسبی زیاد محوطه‌ی مزبور، خبر از جمعیت نسبتا بزرگ را برای مدت طولانی در این محل می دهد که با توجه به نحوه‌ی زندگی خانه به دوشی و متغیر آن زمان، این امر جالب و درخور توجه بیشتر است. همزمانی، تشابه و درنتیجه ارتباط فرهنگی ساکنان این محل از نظر شیوه‌ی ابزار سازی با ساکنان غارهای بیستون کرمانشاه و رواسی در غرب ایران، همچنین ساکنان غارهای «کمربند»، «هوتو» و «علی تپه» در شمال ایران قابل توجه است. این امر حرکت اقوان ایرانی آن دوره را در مسیری که بعدها در دوره‌ی پارتیان به جاده‌ی ابریشم مشهور شد؛ اثبات می‌کند. باید بدانیک که شاخه‌ای از جاده‌ی ابریشم از طریق جنوب بجنورد (جاجرم) به نیسا ختم می شد.

سنگ‌نگاره‌ی «تکه» در حاشیه‌ی دشت بجنورد و مجاور روستای نرگسلو، همچنین غارهای متعدد در این منطقه نشان از وجود پناهگاه‌ها و غارهای بازمانده از دوره‌ی غارنشینی در ارتفاعات غربی دشت بجنورد است.

در هزاره‌ی پنجم و چهارم پیش از میلاد سملقان در غرب بجنورد و جاجرم در جنوب آن، مسکن و ماوای جمعی از ساکنان این منطقه بوده است. جز تپه‌ی خان که قدمت آن به شش هزار سال قبل از میلاد می رسد تپه‌های «شهر آوا سملقان» و در بخش جاجرم تپه‌ی پهلوان، تپه‌ی حیدران و کلاته‌ی حسن مسکونی بوده‌اند. آثار هنری بجا مانده از آن دوره که در قطعات سفال خلاصه می‌شد، حاکی از شناخت هنرمندان به قانونمندی‌های زیباشناسی و توان آنها در پرداختن ظروف زیبا می‌باشد.

هزاره‌ی سوم پیش از میلاد، دوره‌ی شکوفایی و عظمت فرهنگی ایرانیان بومی یا آسیایی بود. آثار هنری آن دوره را در «آنو» نزدیک عشق‌آباد ترکمنستان، همسایه‌ی بجنورد و در شهر سوخته‌ی سیستان، تپه‌ی سیلک کاشان، حصار دامغان، محمدآباد گرگان، شوش و نقاط متعدد دیگر می توان جستجو کرد. از هزاره‌ی سوم پیش از میلاد یک مکان در سملقان در غرب بجنورد و دو مکان در جاجرم، جنوب بجنورد شده است که به خوبی نشان می دهد در آن دوره منطقه‌ی بجنورد با سایر زیستگاه های فلات ایران تبادل فرهنگی داشته است.

در اواخر هزاره‌ی دوم و اوایل هزاره‌ی اول پیش از میلاد، بجنودر بیشترین جمعیت را تا آن دوره در خود پذیرا شد، زیرا که شاخه‌ای از اقوام هند و اروپایی یا آریایی، یا آریانی که «ایرانویچ» را در حوالی خوارزم به قصد یافتن چراگاه‌ها و مراتع ترک کرده بودند، از طریق کناره‌های اترک راه مرکز ایران را در پیش گرفتند. گروه‌هایی از آنان که هرجا مناسب دیدند، رحل اقامت افکندند و بنیان آبادی و شهرهایی را در آن سامان پیریزی کردند.

تپه‌های باستانی گریوان، اسدلی، کلاته نقی، حصار، سریوان، تاتار، بدرانلو و بلبل، حصارگرمخان و درتوم، متعلق به هزاره‌ی اول قبل از میلاد است. تپه‌ی باستانی سرخرمن و برج در غرب بجنورد، مجاور شهرک فرهنگیان با قدمت سه هزار ساله و خرابه های شهر بیژن‌یورد از یادگارهای دوره‌ی اشکانیان به شمار می رود.

بجنورد در زمان مادها

در سال های ۶۱۵ تا ۵۵۰ قبل از میلاد که مادها در ایران حکومت می‌کردند، سرزمین خراسان و شرق دریای خزر تا آمو دریا تحت استیلای مادها بود. از میان صدها تپه‌ی باستانی ناشناخته در این خطه، بدون تردید تعداد زیادی متعلق به تمدن این دوره است که تا کنون به علت عدم تحقیقات وسیع ناشناخته مانده است.

بجنورد در زمان هخامنشیان

در دوره‌ی هخامنشیان که از ۵۵۰ قبل از میلاد تا ۳۳۰ به طول انجامید، خراسان و منطقه‌ی بجنورد یکی از ساتراپ نشین های داریوش بود که در حاشیه‌ی رود اترک و دشت بجنورد، تپه‌های باستانی متعددی از این دوره به یادگار مانده است. معروف‌ترین آنها تپه‌ی چرمغان یا چهارمغان می تواند باشد.

در دوره‌ی ماد و هخامنشی «پرثو» یا «پارت» مشتمل بر خراسان و قسمتی از مازندران امروزی و یکی از ساتراپ‌های ۲۰ گانه‌ی ایران بود. بجنورد هم بخشی از ساتراپ پارت به شمار می‌رفت. در اوایل دوره‌ی سلطنت داریوش هخامنشی ساتراپ پارت گشتاسب پدر داریوش بود. گشتاسب در سال ۵۲۸ پیش از میلاد شورش علنی پارت را سرکوب کرد.

به گفته‌ی مورخان بیشتر حکمرانان ایران در مواقع سیاحت و گردش سعی می کردند حتی‌الامکان به سرعت از پارت بگذرند. بنابراین ساتراپ پارت اگر چه وابسته به کشور پهناور هخامنشیان بود، ولی از نظر آداب اجتماعی و هنری گویا استقلال داشته است. چنانکه در مکان‌های تحت فرمان پارت در خراسان و به خصوص در بجنورد است، اثری از هنر خاص و شناخته شده‌ی هخامنشیان مشاهده نمی شود. چه بسا امکان دارد شماری از تپه ها و مکان هایی که به عنوان آثار دوره‌ی اشکانی شناسایی شده است، مسکن پارتیان در دوره‌ی هخامنشی بوده باشد.

بجنورد در زمان سلوکیان

ناآرامی و عدم فرمانبرداری پارتیان در دوره‌ی اسکندر و سلوکیه نیز ادامه یافت. ساترات پارت ایرانی بود اما از همان ابتدا در کنار او ناظری مقدونی الاصل که فرمانروای قوای مسلح نیز بود؛ حضور داشت. سخت گیری عمال حکومت سلوکی در پارت حس انتقام جویی و طرد بیگانه را در قبایل چادرنشین پارتی برانگیخت. و این عامل باعث شد پارت ها در فرصت های مناسب به سلوکیه شبیخون بزنند.

با انقراض هخامنشیان به دست اسکندر مقدونی حدود ۸۰ سال، یعنی از ۳۳۰ تا ۲۵۶ قبل از میلاد خراسان توسط سلوکیان اداره می شد.

بجنورد در زمان پارت ها

بر اساس آنچه دیاکونف در خصوص پارت ها نوشته است قبیله پرنیان که در دشت های بین جیحون و دریای خزر زندگی صحرا نشینی داشت، با هجوم به سلوکیان در منطقه خراسان و حاشیه اترک و نیسا در حدود سال های ۲۵۰ قبل از میلاد، اساس حکومت پارت ها را به وجود آورد. بزرگان این قبیله سرکرده‌ی ایلات خود را که «آرشاک» یا اشک نام داشت، به عنوان اولین پادشاه خود برگزیدند.

پادشاهان اشکانی از سال ۲۵۰ قبل از میلاد تا ۲۲۴ میلادی در ایران حکومت کردند. مسکن اصلی پارت ها بیشتر در شمال خراسان و گرگان بود. در این ایام ۱۴ ولایت از جمله بجنورد، جزو قلمرو پارت ها شمرده شده است. طول این ولایت از مغرب به شرق ۴۸۰ کیلومتر و عرض آن را ۲۰۰ کیلومتر برآورد کرده اند. دکتر مشکور می نویسد: «چند شهر را در دوره های مختلف پایتخت اشکانیان نوشته اند. نخست نام شهر آساک را نام برده اند و آن را با قوچان با بجنورد مطابقت می دهند».

بر اساس آنچه که از طرف هیئت‌های باستان شناس شناسایی شده است ۱۵ زیستگاه از روزگار اشکانیان در منطقه‌ی بجنورد، جاجرم، سملقان و غرب بجنورد کشف شده است که با توجه به قرار داشتن پایتخت پارت ها در قلمرو بجنورد؛ با تداوم و توسعه‌ی کاوش ها بدون تردید آثار بیشتری مشخص خواهد شد.

بجنورد در زمان ساسانیان

از مهمترین آثاری که از دوره‌ی ساسانیان (از ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی) در این منطقه شناسایی شده، می توان از ساختمان های سنگی روستای زرد و بنای سنگی مشهور به کلیسای اسپاخو در غرب سملقان و «صدسال» یا «صلصال» در منطقه‌ی دهستان غلامان در شمال بجنورد؛ نام برد. بنای سنگی اسپاخو واقع در دشت رباط، پابرجاترین اثر باستانی قبل از اسلام در خراسان بزرگ می باشد؛ که یادگاری از معماری دوره‌ی ساسانی در منطقه‌ی بجنورد است.

بجنورد در دوره‌ی اسلامی

در دهه‌ی سوم و چهارم قرن اول هجری سرزمین خراسان توسط عبدالله بن عامر سردار خلیفه‌ی سوم توسط مسلمانان فتح شد. «بلاذری» هنگام اشاره به فتح نواحی شمالی خراسان به شهرهای «نساء» و «ابیورد» اشاره می‌کند. در کتب تاریخی و جغرافیایی اگر دقت شود، متوجه می‌شویم که ناحیه‌ی کنونی بجنورد قسمتی از منطقه‌ی «نساء» محسوب می‌شده است. این منطقه در آثار مورخان آباد و پرنعمت گزارش شده است. وجود مقبره‌های با شکوه سلطان سیدعباس ابن موسی بن جعفر (ع) در ضلع غربی تپه‌ی چرمغان در جنوب بجنورد و مقبره‌ی سلطان محمدرضا از فرزندان امام موسی کاظم (ع) در روستای لنگر در غرب دشت بجنورد، نشانی از اهمیت منطقه و سکونت این بزرگواران در این دیار است.

شورش‌هایی چون شورش رافع بن هرثمه در نیمه اول قرن دوم هجری در مناطق شمال خراسان و همسایگی خوارزم پاگرفت که مناطقی چون ناحیه‌ی کنونی بجنورد را نیز شامل می‌شد. البته وی در مناطق شمالی بجنورد در ناحیه‌ی اطراف خوارزم به قتل رسید.

بجنورد در زمان طاهریان، صفاریان و سامانیان

در قرن سوم هجری با تسلط دولت صفاریان بر طاهریان راهی جهت یورش یعقوب لیث به مناطق طبرستان از منطقه‌ی بجنورد هموار می‌گردد که طی دو مرحله یعقوب لیث از منطقه‌ی بجنورد راهی طبرستان می‌شود. تاریخ نویسان معتقدند قرار گرفتن منطقه‌ی بجنورد در قرن چهارم هجری تحت اداره و کنترل سامانیان نتایج مثبتی به بار آورد و زمینه‌ی مناسب جهت رونق تمدن و فرهنگ مناطق مختلف به ویژه خراسان را فراهم ساخت. سامانیان در سال ۲۸۷ بر سراسر خراسان مسلط شدند و تا سال ۳۹۰ خراسان تحت حکومت آنان باقی ماند. ابن حوقل در سفرنامه‌اش اسفراین را آخرین عمل نیشابور می‌نامد. ولی در قرن چهارم هجری ضمن نظری که به مناطق شمالی خراسان داشته جز اسفراین از دیگر مناطق و نواحی همجوار ذکری نمی کند.

بجنورد در زمان غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان

با روی کار آمدن غزنویان در خراسان، سلطان محمود غزنوی کشتار و غارت شیعیان را آغاز کرد. در این دوره آنچنان ستمی رواج گرفت که بسیاری از نواحی خالی از سکنه گردید.

در سال ۴۳۰ سلجوقیان خراسان را تصرف کردند و منطقه‌ی بجنورد نیز جزو تصرفات آنان شد. پیروان حسن صباح بنام اسماعیلیه در این عصر قلعه‌ی دخترها (قزلر قلعه‌ها)، و قلاع سنگی در منطقه‌ی بجنورد ساختند که یکی از معروف‌ترین قلاع اسماعیلیه قلعه‌ی صعدلوک در ضلع جنوبی قله‌ی سالوک می‌باشد که همچنان از استحکام خوبی برخوردار است. با استفاده از آشفتگی‌های پایان عصر سلجوقیان دولت خوارزمشاهیان در شمال خراسان بزرگ بنیاد نهاده شد و زمینه‌های ترقی و اقتدار آن فراهم گردید.

بجنورد در زمان مغولان

مغولان در قرن هفتم هجری موفق به تصرف خراسان و ایران شدند. اعتمادالسلطنه در مطلع الشمس اشاره می‌کند که شهرآباد چرمغان به هنگام غلبه‌ی مغولان بر خراسان خراب شده است. بی‌توجهی مغولان و سپس ایلخانان به مناطق شرقی دریای خزر موجب شد که مناطقی چون ناحیه‌ی بجنورد، دوره‌ی آرام و بدون تحرک و پویایی داشته باشد. منطقه‌ی بجنورد در سال‌های پایانی قرن هشتم هجری در معرض هجوم تیمور قرار گرفت. حمدالله مستوفی که در قرن هشتم هجری از بجنورد عبور کرده، در «نزهت القلوب» اوضاع و احوال جاجرم و شوقان را توصیف نموده است. از آثار بجا مانده چنین بر می‌آید که در گذشته مناطق جنوب بجنورد بر خلاف امروز از اهمیت بیشتری برخوردار بوده است.

از آثار معماری آن عصر در گوشه و کنار بجنورد می توان به مدرسه و مقبره‌ی سرشیخ‌اندقان، مسجد جامع جاجرم و مزار خواجه خاموش در روستای خراشا اشاره نمود

در فاصله‌ی زمانی پس از حمله‌ی مغول تا ورود ایل کرمانج به منطقه‌ی شمالی خراسان، یعنی در اوایل دوره‌ی صفویه این منطقه به علت عدم امنیت کافی و تاخت و تازهای مکرر در تاریکی نسبی فرو رفت. مسلماً در این دوره بسیاری از شهرها تخریب و اهالی آنها قتل عام شدند به طوری که دیگر کسب و کار و کشاورزی مفهومی نداشت. پس از فروکش نمودن امواج خشونت و تهاجم ناشی از تاخت و تاز اقوام ترک به تدریج اندیشه‌ی بهره‌برداری از این سرزمین نزد فاتحان آن قوت گرفت، و امکان آبادانی و تجدید حیات برخی از نقاط مساعد در شمال خراسان فراهم شد. معمولاً امکان آبادی و احیای سرزمین ها به نقاطی محدود می شد که در مسیر ارتباطی در سرزمین های اصلی مهاجمان ترک در شرق باشند. از این رو مسیر اصلی جاده‌ی ابریشم مورد توجه ویژه قرار گرفت. به این ترتیب تعداد بیشتری از مراکز جمعیتی دوباره احیا شد.

در دوره‌ی استیلای ترکان و مغولان بر سرزمین‌های خراسان شمالی، اقتصاد پایه‌ی شهرها را مبادلات بازرگانی تشکیل می‌داد. شهرها در حقیقت پایگاه‌ها و منزل‌گاه‌هایی برای کاروان‌ها بودند. در این دوره ارتباط شهرها با روستاهای پیرامون بسیار اندک گزارش شده است.

حوزه‌ی روستایی فقیر و ویران شده، کمبود نیروی انسانی و باج و خراج گزاف امکان کمتری برای احیای مجدد سرزمین ها را به وجود آورده بود. در حقیقت شهرها فارق از منابع طبیعی درون منطقه، بنا به موقعیت و جایگاه خود در مبادلات ملی و بین المللی آن روزگار در محورهای جاده‌ی ابریشم از رونق نسبی برخوردار بودند. با توجه به این امر و با بررسی‌های به عمل آمده مناطق جنوبی بجنورد مثل جاجرم و اسفراین از موقعیت بهتری برخوردار بوده و رونق بیشتری داشتند. به دلیل عدم وجود اطلاعات تاریخی دقیق در منابع و کتب مختلف این دوره میزان قدمت و نقش شهری که در دشت بجنورد قرار داشته، به درستی مشخص نیست و نیاز به کاوش‌های باستان شناسی بیشتری دارد.

از سال ۶۱۷ که چنگیز به ایران و از جمله خراسان دست یافت تا سال ۹۰۶ که بساط تیموریان برچیده شد، ۲۹۰ سال به طول انجامید. جانشینان تیمور با همان انگیزه‌ای که بیان شد توجه خاصی به خراسان نمودند و در مسیر جاده‌ی ابریشم به عمران آبادانی بیشتری پرداختند.

بجنورد در زمان صفویه

در سال‌های آغازین قرن دهم که با ظهور صفویه در ایران مصادف شد، خراسان هم در پناه امنیت بدست آمده، زمینه‌ی رشد و شکوفایی پیدا کرد. در این دوره پادشاهان صفوی به ویژه شاه عباس به حملات مداوم و ویرانگر ازبک‌ها به شمال خراسان پایان داد. بنابراین آرامش ازدست رفته بار دیگر به منطقه‌ی خراسان بازگشت. البته اسکان ایل کرمانج که از غرب ایران به خراسان کوچانده شد، در این کار نقش بسزایی داشت.

با برقراری نسبی آرامش بعد از اسکان کرمانج‌ها در شمال خراسان در دوره‌ی صفویه و ایجاد شهرهای جدید توسط حاکمان کرمانج، روند ترقی و آبادانی تا حدود زیادی به منطقه بازگشت. در حقیقت در دوره‌ی صفویه بازسازی بیشتر شهرهای ویران شده در خراسان شمالی، توسط کردها صورت گرفت.

بجنورد در زمان نادر تا قاجار

اگرچه شرایط پیش آمده دولت مقتدر و با شکوه صفوی را توسط اقوام شرقی خراسان افغان‌ها به نابودی کشاند، اما با این وجود حاکمان کرمانج همچنان در خطه‌ی شمال خراسان صاحب قدرت و نفوذ ماندند. با ظهور نادرشاه در این خطه و به قدرت رسیدن وی زمینه‌های رونق و ترقی دهات و شهرهای شمال خراسان بیش از پیش فراهم شد. هرچند حاکمان کرمانج در ابتدا با نادر همراهی نکردند اما جمع کثیری از سرداران اصلی سپاه نادر را همواره کردهای قراچورلوی منطقه‌ی بجنورد تشکیل می‌دادند. بعد از قتل نادر تا به قدرت رسیدن آقا محمد خان قاجار، حکومت شمال خراسان در اختیار حاکمان کرمانج بود. در این ایام و در دوران حکومت خاندان زند، حکمرانان شادلو در منطقه‌ی بجنورد صاحبان اصلی قدرت بودند و شهر بجنورد همواره کانون بزرگ نفوذ سیاسی، بعد از قوچان، در شمال خراسان به شمار می رفت.

بجنورد در زمان قاجار

در این دوره بجنورد مورد توجه پادشاهان قاجار قرار گرفت. با توجه به نقش مهم ایل کرمانج در برقراری امنیت در شمال خراسان، و منازعاتی که بر سر تسلط بر سرزمین‌های وسیع‌تر و البته تقسیم دوباره‌ی زمین‌ها، بین افراد و طوایف ایل در می‌گرفت، شاهد تحولات و کشمکش‌های زیادی پس از اسکان آنها در این منطقه هستیم. ایجاد کانون‌های قدرت به صورت شهر یا شهرک‌های خان نشین از یک سو، با حاکمان مرکز خراسان یعنی مشهد برای کسب موقعیت برتر و کسب اعتبار بیشتر از دیگر سو، وجود داشته باشد. به طوری که در ابتدای امر، شهر قوچان در خطه‌ی شمال خراسان از اهمیت بیشتری برخوردار شد. اما بعدها به تدریج حاکمان ایل شادلو توانستند با ابراز شجاعت و لیاقت در دفع اقوام مهاجم ترکن و ازبک قلمرو نفوذ خود را تا حوالی بهشهر و گرگان و اسفراین و قسمتی از سبزوار و مرز قوچان گسترش دهند، از سوی حکومت مرکزی مورد توجه بیشتری قرار گرفتند. از بررسی های تاریخی چنین استنباط می شود که شهر بجنورد تا زمان حکمرانی رضا قلی خان زعفرانلو ایل خان مقتر قوچان در دوره‌ی فتحعلی شاه اهمیت کمتری داشت. اما پس از شکست نیروهای رضاقلی خان از عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه که علیرغم توافقات قبلی از حمایت نجف قلی خان شادلو حاکم بجنورد، محروم شده بود، در نیروهای یکپارچه‌ی کردهای منطقه شکاف ایجاد شد. این جدایی و شکاف در نهایت تضعیف کلی اقتدار کردهای خراسان را در پی داشت. چنین بود که شهر بجنورد، مقر حکومت نجف قلی خان شادلو از موقعیت بهتری برخوردار شد و ایل خان شادلو به بازسازی و گسترش قدرت خود در منطقه پرداخت.

ویرانی بجنورد در فتنه‌ی سالار

در سال ۱۲۶۳ هجری قمری، به هنگام حکومت محمد شاه قاجار و به دنبال فتنه‌ی سالار ( سالار حاکم خراسان بود که علیه حکومت مرکزی شورش کرد)، شهر بجنورد ویران شد که دوباره توسط حاکمان شادلو ساخته شد. بنابراین ساختار نخستینِ شهر که در دوره‌ی صفویه و با مشخصات خاص دوره‌ی صفویه پا گرفته بود، ار بین رفت. حتی ارگ حکومتی نیز دستخوش ویرانی گردید. از آن پس فقط برج منظر که همان برج دیده‌بانی ارگ حکومتی اولیه بود، پا برجا باقی ماند. این برج هم در سال ۱۳۳۷ در جریان توسعه‌ی خیابان شهرداری ویران شد.

ایلخانان شادلو در سمت غرب ارگ حکومتی اقدام به ساخت بناهای جدید نمودند. بر اساس عکس‌های دوران ناصرالدین شاه که توسط عبدالله عکاس مخصوص وی هنگام سفر به بجنورد از فراز برج منظر گرفته شده است، ویرانی‌های ارگ حکومتی و ساختار بناهای جدید کاملاً نمایان است. بررسی های میدانی و اسنادی هیچگونه نشانه‌ای از چگونگی ساخت و نوع بناهای شهر بجنورد را که تا فتنه‌ی سالا ۱۶۰ سال از آنها می گذشت، نشان نمی دهد. پس از سرکوبی فتنه‌ی سالار دیوار دفاعی شهر در ابعاد وسیع‌تر ساخته شد و حکمرانان شادلو ابتدا در شمال شهر و سپس در غرب ارگ حکومتی اقدام به ساخت عمارت‌هایی کردند که نام آنها در کتاب های تاریخی و سفرنامه‌های مختلف به همراه عکس‌هایی از آنها باقی مانده است.

البته بیشتر عمارت‌های یادشده، مثل حوض خانه، کلاه فرنگی و نارنجستان، در دوره‌ی پهلوی ویران شد و تنها دو بنای معروف آیینه خانه و ایچری ( عمارت مفخم ) باقی ماند. دروازه‌ی باغ‌های متعدد خوانین شادلو و ساختمان‌های داخل آنها نیز بیشتر در زمان حکومت رضاشاه به کلی نابود شد.

افزایش قدرت حاکمان این منطقه، همچنین کشمکش‌ها و منازعات پی‌در‌پی با ترکمن های مهاجم باعث شد، بجنورد به شهری سیاسی-نظامی تبدیل شود. و بر این اساس از نظر اقتصادی دچار تنگنا گردد، خصوصاً که تأمین مخارج نظامی گری به عهده‌ی مردم منطقه بود.

با روی کار آمدن سردار مقتر کرمانج، یار محمد خان شادلو ملقب به سردار مفخم، در دوره‌ی ناصرالدین شاه، بجنورد توانست در سایه‌ی تدبیر و رشادت‌های وی در ابعاد کالبدی نیز توسعه یابد. گسترش ولایات تحت نفوذ وی که تا بهشهر و گرگان و گنبد و قسمتی از سبزوار و اسفراین را شامل می شد، وضعیت اقتصادی مطلوبی برای ساکنان بجنورد فراهم آورد که شواهد تاریخی هم مؤید این واقعیت است.

با استقلال افغانستان و سرکوب ترکمن ها توسط حکومت تزاری روسیه و عقد معاهده‌ی آخال که منجر به تغییراتی در مرزهای شمالی خراسان شد، در حقیقت خراسان و روسیه‌ی تزاری هم‌مرز شدند .لذا فرصت اقتصادی داد و ستد کالا در این منطقه به وجود آمد. بنابراین در منطقه‌ی بجنورد گمرک گیفان پایه‌گذاری شد. هرچند که برحسب توانایی ها و موقعیت جغرافیایی، بجنورد از این داد و ستدها بهره‌ی کافی نبرد. فاصله‌ی نسبتاً دور شهر بجنورد از گمرک گیفان، نبودن جاده‌ی مناسب مواصلاتی و سرانجام انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه و مسدود شدن مرزهای شمال خراسان از دلایل عمده‌ی این وضعیت بود. بنابراین مزیت‌های نسبی جغرافیای شهر‌های شمال خراسان که از شکل گیری جاده ی تاریخی ابریشم تا این زمان، از سویی موجب رونق آنها شده و از سوی دیگر پویایی اجتماعی – فرهنگی و تحولات سیاسی مثبت و منفی آنها در پی داشت، رنگ باخت.

بجنورد از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی

ورود معیارهای جدید زندگی که ناشی از تحول اساسی در نظام سیاسی – اجتماعی کشور بود، در تمام سطوح دگرگونی های عمیقی ایجاد کرد. با شروع درگیری های مخالفان مشروطه و وقایع دوره ی محمدعلی شاه، در مجموع شرایطی فراهم شد که در پی آن با کودتای ۱۲۹۹، رضاخان به قدرت رسید و سرکوب شدید خوانین و کانون های محلی قدرت آغاز شد.

حذف قدرت ایل خانان کرد در شمال خراسان تحول بزرگی بود. زیرا از سویی باعث ضعیف شدن این اقوام در مقابله با ترکمن های مهاجم شد و از سوی دیگر با عقد معاهده‌ی آخال در دوره ناصرالدین شاه، قسمتی از مراتع و چراگاه‌های کردها در آن سوی مرز در اختیار دولت روسیه قرار گرفت. لذا قلمرو کوچ نشینان کاهش یافت. همچنین ایجاد مرز درمیان اقوام ترکمن ساکن این منطقه جدایی افکند و مشکلات زیادی برای آنها به وجود آورد.

برقراری امنیت که ناشی از تثبیت مرزها بود حجم مبادلات کالا و تجارت بین امپراتوری روسیه و ایران را افزایش داد. در ناحیه‌ی بجنورد از طریق گمرک گیفان و محمدآباد مبادلات کالا صورت می‌گرفت که درمقایسه با ناحیه‌ی قوچان رونق کمتری داشت.

با کاهش قدرت های محلی در شمال خراسان (آخرین حکمران رسمی شادلو سردار معزز در تیرماه ۱۳۰۴ به همراه جمعی دیگر از حکمرانان محلی اعدام شد.) و اسکان اجباری عشایر در زمان پهلوی اول حضور عناصر سیاسی و دولتی در منطقه به ویژه بجنورد، پررنگ تر شد. در این زمان تأسیسات نظامی مهمی که همان پادگان نظامی بجنورد است در یکی از باغ های مصادره شده از ایل خانان کرمانج، در خیابان امیریه تأسیس گردید.

از این زمان به بعد با کنترل روستاها و شهرها توسط دولت مرکزی و اسکان اجباری کوچ نشینان دام های زیادی تلف شد. علاوه بر این زمینه‌ی مهاجرت عشایر کرمانج و حتی طبقات پایین به شهرهای شمال خراسان، به ویژه بجنورد فراهم شد. بجنورد به دلیل حضور پادگان نظامی از امنیت مناسبی برخوردار شده بود. درواقع از این پس پی آمدهای جمعیتی، اقتصادی، فرهنگی حتی گسترش کالبدی آن در سطح شهر بجنورد قابل تأمل است.

تمرکز قدرت در کشور و الزام حکومت مرکزی به اعمال مدیریت باعث پیدایش تفکر برنامه ریزی بخشی – منطقه ای شد. از این زمان دولت مرکزی با سیاست های مالی و اجرایی خود قلمروهای اداری-سیاسی را مشخص می کرد و برای تضمین حاکمیت خویش بر کشور، تأمین اقتصادی و ایجاد رابطه و پیوند بین مناطق مختلف کشور را مورد توجه خاص قرار داد. ایجاد شبکه های خط آهن سراسری و خطوط حمل و نقل جاده ای در اکثر نقاط کشور فرصت جدید توسعه را در مناطق مختلف فراهم ساخت.

با برقراری امنیت در کشور ثبات سیاسی و اقتصادی نیز در بیشتر شهرها از جمله بجنورد فراهم شد. به تدریج با کاهش رونق حرفه های سنتی مثل گلیم بافی، جاجیم بافی، کلاه دوزی، پوستین دوزی، ساچه ریزی، پارچه بافی، ابریشم بافی سنتی، رونق صنایع کارخانه ای و تغییر در الگوی کشت و رواج زراعت پنبه و چقندر قند و توسعه باغداری سیستم جدید اقتصاد بر شهرها حاکم گشت.

البته شهر کوچکی مثل بجنورد در این زمان به دلیل دور بودن از مرکز و از دست دادن امتیازات ویژه ای که قبلاً به دلایل سیاسی از آنها برخوردار بود، مثل مرکزیت حکومت محلی و نقش حفظ و حراست مرزها شرایط تازه ای پیدا کرده بود. اگرچه با وجود تشکیل حکومت کمونیستی در روسیه و انسداد مرزهای شمال شرقی اهمیت سیاسی بجنورد کم رنگ تر شد، ولی اقتصاد نیمه سنتی و نیمه صنعتی و برقراری بازار محلی از ویژگی های اصلی حیات اقتصادی-سیاسی این شهر به شمار می رفت.

اجرای قانون اصلاحات ارضی که ظاهراً به منظور ایجاد تحول در روستاها صورت گرفت، همچنین پیامدهای خاص آن سبب مهاجرت بسیاری از جامعه‌ی عشایری به شهرها از جمله بجنورد شد. بنابراین پتانسیل اقتصادی و سرمایه‌ی مهاجران بیشتر به شکل تملک زمین و خریدن مستقلات شهری و حاشیه‌ی شهری درآمد و عملاً از چرخه‌ی تولید حقیقی خارج گردید.

در جامعه‌ی روستایی نیز به دلیل تحول مالکیت و تغییر در مدیریت نیروی انسانی، بخش بزرگی از نیروی کار، آزاد و راهی شهرها شد. در شهرستانی مثل بجنورد که برخوردار از جامعه‌ی عشایری و روستایی متنوعی بود، سیل مهاجران باعث گسترش کالبد و توسعه‌ی فعالیت های خدماتی گردید. بر اساس آمار موجود جمعیت بجنورد در سال ۱۳۳۵ حدود ۱۹۲۵۳ نفر و در سال ۱۳۴۵ با رشد متوسط سالانه ۵ درصد به ۳۱۲۴۸ نفر و در دهه‌ی بعد به ۴۷۷۱۹ نفر رسید.

با گسترش کالبد شهری در جهات مختلف، همچنین افزایش جمعیت و بالارفتن ارزش زمین با دیدگاه کالای سرمایه ای و رونق روزافزون فعالیت های ساختمانی، دشت بجنورد تحت تأثیر انگیزه های مختلف رشد و توسعه قرار گرفت. از سوی دیگر با استقرار دوایر مختلف دولتی حجم کارکنان بخش خدمات گسترش چشم گیری یافت.

احداث جاده‌ی سنتو باعث رشد بیشتر بخش خدمات، نظیر هتل داری و خدمات گوناگون ترابری شد. مجموعه‌ی این عوامل باعث شد که شهر بجنورد با تجهیز به تأسیسات و امکانات خدماتی مورد نیاز در امور آموزشی، درمانی، تجاری و زمینه های مختلف دیگر موقعیت برتری نسبت به شهرهای مجاور خود از جمله شیروان و اسفراین پیدا کند. به طوری که شعاع نفوذ خدمات مختلف شهر بجنورد شامل جاجرم، مانه، سملقان و راز و جرگلان، اسفراین و شیروان را تحت پوشش قرار داد.

این موقعیت ویژه در طرح توسعه‌ی اقتصادی خراسان از سوی سازمان برنامه در سال ۱۳۴۹ مورد تأیید و تأکید قرار گرفت؛ و مرکزیت این شهر در زمینه‌ی ارائه‌ی خدمات بازرگانی، صنعتی، آموزشی، درمانی و … در چشم انداز آینده و در قلمرو منطقه‌ی جغرافیایی آن پذیرفته شد. بنابراین با اجرای طرح هادی و پس از آن طرح جامع شهر بجنورد در سال ۱۳۵۵، توسعه و تجهیز بجنورد و توسعه‌ی شهری منابع آن مثل گرمه، جاجرم و آشخانه مورد توجه ویژه قرار گرفت.

زبان،لهجه،گویش

در حال گردآوری …

اماکن دیدنی

در استان خراسان شمالی و به طور خاص شهر بجنورد، جاذبه های گردشگری و اماکن دیدنی مختلفی وجود دارد. اما قبل از اینکه برخی از این اماکن رو نام ببرم، اجازه بدید به طبیعت این شهر اشاره کنم. به نظر من طبیعت با صفا و بعضاً بکر شهر ما، زیباترین جاذبه ی گردشگری هستش. اگر اهل طبیعت گردی، کوه نوردی یا کوه پیمایی یا اطراق های چند روزه در دل طبیعت هستید، می تونید روی بجنورد حساب کنید.

نمایی از طبیعت سرسبز روستای تاتار بجنورد
نمایی از طبیعت سرسبز روستای تاتار بجنورد (سعید امامی، کانال تلگرامی بجنورد زیبا)

افتخارات

در حال گردآوری …