بندگان خوبش …
بسم الله الرحمن الرحیم
شاید برایتان جالب باشه که چرا من گاه گاهی از نهج البلاغه مطلب می نویسم؟ علتش این است که من معمولاً جمعه ها برنامه ی نهج البلاغه خوانی دارم. تلاش می کنم مفاهیم بیشتری بفهمم تا اینکه مقدار بیشتری بخوانم. به همین خاطر گاهی روی قسمتی از یک خطبه هفته ها درنگ می کنم و بعد می گذرم و این در حالی است که خوب می دانم هنوز جای درنگ بیشتر باقی است. تا به این لحظه بیشتر مطالبی که این اتفاق برایشان افتاده است، پیرامون خداشناسی و یا شناخت مومنین و متقین بوده است. از بین این مطالب بعضی را برای ارائه به شما مناسب می بینم. متن زیر هم در شناخت «بهترین بنده ی خدا» است. امیدوارم که مفید و جالب باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
مپندار سعدی که راه صفا
توان رفت جز در پی مصطفی
چه وصف کند سعدی ناتمام؟
عَلیک الصَّلوه ای بَنِی السَّلام
***
ای بندگان خدا همانا بهترین و محبوب ترین بنده نزد خدا، بنده ای است که خدا او را در پیکار با نفس یاری داده است، آن کس که جامه زرین او اندوه، و لباس رویین او تر از خداست؛ چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسایل لازم برای روزی او فراهم آمده و دوری ها و دشواری ها را بر خود نزدیک و آسان ساخته است.
حقایق دنیا را با چشم دل نگریسته، همواره به یاد خدا بوده، و اعمال نیکو فراوان انجام داده است. از چشمه ی گوارای حق سیراب گشته، چشمه ای که به آسانی به آن رسید و از آن نوشیده و سیراب گردید.
راه هموار و راست قدم برداشته، پیراهن شهوات را از تن بیرون کرده، و جز یک غم از تمام غم ها خود را می رهاند. و از صف کوردلان و مشارکت با هواپرستان خارج شد، کلید باز کننده ی در های هدایت شد و قفل در های گمراهی و خواری گردید. راه هدایت را با روشندلی دید، و از همان راه رفت، و نشانه های آن را شناخت و از امواج سرکش شهوات گذشت.
به استوار ترین دستاویز ها و محکم ترین طناب ها چنگ انداخت، چنان به یقین و حقیقت رسید که گویی نور خورشید بر او تابید.
در برابر خداوند خود را به گونه ای تسلیم کرد که هر فرمان او را انجام می دهد و هر فرعی را به اصلش باز می گرداند. چراغ تاریکی ها و روشنی بخش تیرگی ها، کلید در های بسته و بر طرف کننده ی دشواری ها و راهنمای گمراهان در بیابان های سرگردانی است.
سخن می گوید و خوب می فهماند. سکوت کرده و به سلامت می گذرد. برای خدا اعمال خویش را خالص کرده آن چنان که خدا پذیرفته است. از گنج های آیین حق تعالی و ارکان زمین است.
خود را به عدالت وا داشته و آغاز عدالت او آنکه هوای نفس را از دل بیرون رانده است، حق را می شناسد و به آن عمل می کند. کار خیری نیست مگر که به آن قیام می کند، در هیچ جا گمان خیری نبرده جز آن که به سوی آن شتافته.
اختیار خود را به قرآن سپرده، و قرآن را راهبر و پیشوای خود قرار داده است، هر جا که قرآن بار انداخته فرود آید، و هر جا که قرآن جای گیرد مسکن گزیرد.
نهج البلاغه/خطبه ی ۸۷