سید مازیار ابوالحسنی

تارنمای شخصی سید مازیار ابوالحسنی

بلاگ

تاریخچه: بجنورد از صفویه تا انقلاب اسلامی

بجنورد در زمان صفویه

در سال‌های آغازین قرن دهم که با ظهور صفویه در ایران مصادف شد، خراسان هم در پناه امنیت بدست آمده، زمینه‌ی رشد و شکوفایی پیدا کرد. در این دوره پادشاهان صفوی به ویژه شاه عباس به حملات مداوم و ویرانگر ازبک‌ها به شمال خراسان پایان داد. بنابراین آرامش ازدست رفته بار دیگر به منطقه‌ی خراسان بازگشت. البته اسکان ایل کرمانج که از غرب ایران به خراسان کوچانده شد، در این کار نقش بسزایی داشت.

با برقراری نسبی آرامش بعد از اسکان کرمانج‌ها در شمال خراسان در دوره‌ی صفویه و ایجاد شهرهای جدید توسط حاکمان کرمانج، روند ترقی و آبادانی تا حدود زیادی به منطقه بازگشت. در حقیقت در دوره‌ی صفویه بازسازی بیشتر شهرهای ویران شده در خراسان شمالی، توسط کردها صورت گرفت.

بجنورد در زمان نادر تا قاجار

اگرچه شرایط پیش آمده دولت مقتدر و با شکوه صفوی را توسط اقوام شرقی خراسان افغان‌ها به نابودی کشاند، اما با این وجود حاکمان کرمانج همچنان در خطه‌ی شمال خراسان صاحب قدرت و نفوذ ماندند. با ظهور نادرشاه در این خطه و به قدرت رسیدن وی زمینه‌های رونق و ترقی دهات و شهرهای شمال خراسان بیش از پیش فراهم شد. هرچند حاکمان کرمانج در ابتدا با نادر همراهی نکردند اما جمع کثیری از سرداران اصلی سپاه نادر را همواره کردهای قراچورلوی منطقه‌ی بجنورد تشکیل می‌دادند. بعد از قتل نادر تا به قدرت رسیدن آقا محمد خان قاجار، حکومت شمال خراسان در اختیار حاکمان کرمانج بود. در این ایام و در دوران حکومت خاندان زند، حکمرانان شادلو در منطقه‌ی بجنورد صاحبان اصلی قدرت بودند و شهر بجنورد همواره کانون بزرگ نفوذ سیاسی، بعد از قوچان، در شمال خراسان به شمار می رفت.

بجنورد در زمان قاجار

در این دوره بجنورد مورد توجه پادشاهان قاجار قرار گرفت. با توجه به نقش مهم ایل کرمانج در برقراری امنیت در شمال خراسان، و منازعاتی که بر سر تسلط بر سرزمین‌های وسیع‌تر و البته تقسیم دوباره‌ی زمین‌ها، بین افراد و طوایف ایل در می‌گرفت، شاهد تحولات و کشمکش‌های زیادی پس از اسکان آنها در این منطقه هستیم. ایجاد کانون‌های قدرت به صورت شهر یا شهرک‌های خان نشین از یک سو، با حاکمان مرکز خراسان یعنی مشهد برای کسب موقعیت برتر و کسب اعتبار بیشتر از دیگر سو، وجود داشته باشد. به طوری که در ابتدای امر، شهر قوچان در خطه‌ی شمال خراسان از اهمیت بیشتری برخوردار شد. اما بعدها به تدریج حاکمان ایل شادلو توانستند با ابراز شجاعت و لیاقت در دفع اقوام مهاجم ترکن و ازبک قلمرو نفوذ خود را تا حوالی بهشهر و گرگان و اسفراین و قسمتی از سبزوار و مرز قوچان گسترش دهند، از سوی حکومت مرکزی مورد توجه بیشتری قرار گرفتند. از بررسی های تاریخی چنین استنباط می شود که شهر بجنورد تا زمان حکمرانی رضا قلی خان زعفرانلو ایل خان مقتر قوچان در دوره‌ی فتحعلی شاه اهمیت کمتری داشت. اما پس از شکست نیروهای رضاقلی خان از عباس میرزا ولیعهد فتحعلی شاه که علیرغم توافقات قبلی از حمایت نجف قلی خان شادلو حاکم بجنورد، محروم شده بود، در نیروهای یکپارچه‌ی کردهای منطقه شکاف ایجاد شد. این جدایی و شکاف در نهایت تضعیف کلی اقتدار کردهای خراسان را در پی داشت. چنین بود که شهر بجنورد، مقر حکومت نجف قلی خان شادلو از موقعیت بهتری برخوردار شد و ایل خان شادلو به بازسازی و گسترش قدرت خود در منطقه پرداخت.

ویرانی بجنورد در فتنه‌ی سالار

در سال ۱۲۶۳ هجری قمری، به هنگام حکومت محمد شاه قاجار و به دنبال فتنه‌ی سالار ( سالار حاکم خراسان بود که علیه حکومت مرکزی شورش کرد)، شهر بجنورد ویران شد که دوباره توسط حاکمان شادلو ساخته شد. بنابراین ساختار نخستینِ شهر که در دوره‌ی صفویه و با مشخصات خاص دوره‌ی صفویه پا گرفته بود، ار بین رفت. حتی ارگ حکومتی نیز دستخوش ویرانی گردید. از آن پس فقط برج منظر که همان برج دیده‌بانی ارگ حکومتی اولیه بود، پا برجا باقی ماند. این برج هم در سال ۱۳۳۷ در جریان توسعه‌ی خیابان شهرداری ویران شد.

ایلخانان شادلو در سمت غرب ارگ حکومتی اقدام به ساخت بناهای جدید نمودند. بر اساس عکس‌های دوران ناصرالدین شاه که توسط عبدالله عکاس مخصوص وی هنگام سفر به بجنورد از فراز برج منظر گرفته شده است، ویرانی‌های ارگ حکومتی و ساختار بناهای جدید کاملاً نمایان است. بررسی های میدانی و اسنادی هیچگونه نشانه‌ای از چگونگی ساخت و نوع بناهای شهر بجنورد را که تا فتنه‌ی سالا ۱۶۰ سال از آنها می گذشت، نشان نمی دهد. پس از سرکوبی فتنه‌ی سالار دیوار دفاعی شهر در ابعاد وسیع‌تر ساخته شد و حکمرانان شادلو ابتدا در شمال شهر و سپس در غرب ارگ حکومتی اقدام به ساخت عمارت‌هایی کردند که نام آنها در کتاب های تاریخی و سفرنامه‌های مختلف به همراه عکس‌هایی از آنها باقی مانده است.

البته بیشتر عمارت‌های یادشده، مثل حوض خانه، کلاه فرنگی و نارنجستان، در دوره‌ی پهلوی ویران شد و تنها دو بنای معروف آیینه خانه و ایچری ( عمارت مفخم ) باقی ماند. دروازه‌ی باغ‌های متعدد خوانین شادلو و ساختمان‌های داخل آنها نیز بیشتر در زمان حکومت رضاشاه به کلی نابود شد.

افزایش قدرت حاکمان این منطقه، همچنین کشمکش‌ها و منازعات پی‌در‌پی با ترکمن های مهاجم باعث شد، بجنورد به شهری سیاسی-نظامی تبدیل شود. و بر این اساس از نظر اقتصادی دچار تنگنا گردد، خصوصاً که تأمین مخارج نظامی گری به عهده‌ی مردم منطقه بود.

با روی کار آمدن سردار مقتر کرمانج، یار محمد خان شادلو ملقب به سردار مفخم، در دوره‌ی ناصرالدین شاه، بجنورد توانست در سایه‌ی تدبیر و رشادت‌های وی در ابعاد کالبدی نیز توسعه یابد. گسترش ولایات تحت نفوذ وی که تا بهشهر و گرگان و گنبد و قسمتی از سبزوار و اسفراین را شامل می شد، وضعیت اقتصادی مطلوبی برای ساکنان بجنورد فراهم آورد که شواهد تاریخی هم مؤید این واقعیت است.

با استقلال افغانستان و سرکوب ترکمن ها توسط حکومت تزاری روسیه و عقد معاهده‌ی آخال که منجر به تغییراتی در مرزهای شمالی خراسان شد، در حقیقت خراسان و روسیه‌ی تزاری هم‌مرز شدند .لذا فرصت اقتصادی داد و ستد کالا در این منطقه به وجود آمد. بنابراین در منطقه‌ی بجنورد گمرک گیفان پایه‌گذاری شد. هرچند که برحسب توانایی ها و موقعیت جغرافیایی، بجنورد از این داد و ستدها بهره‌ی کافی نبرد. فاصله‌ی نسبتاً دور شهر بجنورد از گمرک گیفان، نبودن جاده‌ی مناسب مواصلاتی و سرانجام انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ در روسیه و مسدود شدن مرزهای شمال خراسان از دلایل عمده‌ی این وضعیت بود. بنابراین مزیت‌های نسبی جغرافیای شهر‌های شمال خراسان که از شکل گیری جاده ی تاریخی ابریشم تا این زمان، از سویی موجب رونق آنها شده و از سوی دیگر پویایی اجتماعی – فرهنگی و تحولات سیاسی مثبت و منفی آنها در پی داشت، رنگ باخت.

س م ا

من سیدمازیار ابوالحسنی هستم. در سال ۱۳۶۹ در بجنورد به دنیا آمده ام و تا اطلاع ثانوی همینجا مشغولم! از کودکی به کارهای فنی و برخی کارهای هنری علاقه داشتم. تا امروز، در زمینه های مختلفی فعالیت کردم و همواره به آموختن مطالب و مفاهیم جدید علاقمندم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *