سخنی با کبابی ها

بسم الله الرحمن الرحیم

تجربه ی گرسنگی، اتفاق خوبی نیست. ولی گاهی لازم است! مخصوصا برای کبابی ها. وقتی از کنار مغازه ای رد می شوم که میزهایی در پیاده رو گذاشته و بوی کباب خوش مزه ی آن تا ده ها متر آن طرف تر می آید، فقط این دعا را با خودم زمزمه می کنم که خدایا، ای کاش هیچ گرسنه ای ازینجا رد نشه. چون اینقدر شرایط، آب از دهان انسان راه می اندازه که حتی آدم سیر، هوس کباب خودن می کنه. اگر وقتی داریم به این چیزها فکر می کنیم، احیانا کودک بودن، یتیم بودن و یا بی خانمان بودن رو هم به آن عابر اضافه کنیم، فکر نمی کنم در برابر وجدانمان بتوانیم مقاومت کنیم. به همین مناسبت، اگر بیرون غذا بخورم، تلاش می کنم به جایی مراجعه کنم که بتوانم داخل بنشینم و کسی از بیرون من را نبیند.

س م ا

نام و نام خانوادگی (قبل از 1395) : مازیار ابوالحسنی نام و نام خانوادگی (بعد از 1395) : سید مازیار ابوالحسنی (علتش یه مشکل تو ثبت شناسنامه بود که بالاخره رفتم حل کردم.)متولد 1369 بجنورد متاهلشغل: آزادابتدایی: دبستان وحدت (بجنورد) راهنمایی: راهنمایی شهیدبهشتی (سمپاد بجنورد) دبیرستان: دبیرستان شهیدبهشتی (سمپاد بجنورد) کارشناسی: دانشگاه آزاد واحد شهر مجلسی اصفهان کارشناسی ارشد: دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *